X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بیا به خانه ی دلم

همین حوالی است

دور نیست

چراغ روشن دلم که بی سبب نبود

نه، گم نمی شوی

بیا درون خانه ام

شراب تلخ مزه است

و شوری شراب اشک

و یک شراب چون شکر

که از نهان کوههای آتشین

و از فراز قله های دور

از ان شکفته سرزمین سبز

که سیر می شود ز جویبار نور

از آبشار بوسه می رسد

بیا بشین کمی

ولی نمان که دل

پر از گدازه است

پر از هزار سالهای تیره ی  سیاه

پر از غریبی هزارساله ی مدید

پر از هزار نسخه ی پر از دوای بی اثر

پر از بلای بی شمار

پر از نمایه های شوربختی شدید

پر از کنایه های فرضی و شلوغ

پر از صدای بی صدا

 

بیا ولی نمان

برو به خانه ی بهشتیت

که هیچ غصه نیست

در این سرای بی کسی نمان

درون جشن من

که لحظه اش برای من به قدر خانه ی تو دیدنیست

بیا ولی نمان

که بند درد

برای تو

بریدنیست