X
تبلیغات
نماشا
رایتل

  

 

 

 

 

سلام دوستان شهادت امام موسی ابن خعفر ( ع ) بر شما تسلیت باد 

به همین مناسبت یک سری مطالب در همین مورد را که توسط محمد شریفی نیا گردآوری شده است را از پایگاه حوزه در اینجا قرار دادم . 

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

تاریخ و محل تولد : 


امام موسی کاظم(ع) در روستای ابواء (محلی بین مکه و مدینه)، در روز یکشنبه، هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری پا به عرصه وجود گذاشته و پدر بزرگوار ایشان، حضرت امام صادق(ع) از تولد وی بسیار خوشحال شدند و به مبارکی قدوم آن حضرت سه روز از مردم پذیرایی نمودند. 

 

والدین آن بزرگوار : 


پدر عظیم الشأن امام موسی کاظم(ع)، حضرت امام صادق(ع) و مادر بزرگوار ایشان، حمیده از اهالی آندلس (اسپانیای فعلی) است. حمیده از بانوان باتقوا و آگاه به معارف اهل بیت به شمار می رود. امام صادق(ع) در تعریف و تحلیل از او می فرمایند: «حمیده همچون طلای ناب، از ناخالصی ها پاک است.» 

 

دانش دینی و کرامت مادر بزرگوار آن حضرت(ع) : 

 
حمیده، مادر امام موسی کاظم(ع) به گونه ای به احکام و مسائل شرعی و دینی آگاه بود که امام صادق(ع) از زنهایی که مسائل شرعی داشتند، می خواستند به حمیده مراجعه کنند و پاسخِ سؤالات خود را از آن بزرگوار بپرسند. همچنین امام باقر(ع) در تجلیل از این بانوی مکرم اسلام فرموده است «حمیده، در دنیا پسندیده و در آخرت ستایش شده است.» 

 

القاب شریف امام(ع) : 


امام موسی کاظم(ع) با خویشتن داری خشم خود را برای رضای خدا، می نشاندند، لذا (فرو برنده خشم) معروف بودند. آن حضرت به تناسب صفات پسندیده دیگری که داشته اند، دارای القابی چون صابر، صالح و امین نیز بوده اند. 

 

چهره امام(ع) : 


امام موسی کاظم(ع)، چهره ای گندمگون و سبزه داشته و دارای محاسنی انبوه و مشکی بوده اند و اکثر اوقات چهره ایشان نورانی و درخشان بوده است. 

 

شهادت امام(ع) : 

 


هارون الرشید، به دنبال سعایت بسیار از امام موسی کاظم(ع) و بیم از ایشان نسبت به خلافت و نیز توجه مردم به حضرت و پرداخت حقوق مالی خود به ایشان، بارها حضرت را تبعید و زندانی کرد تا سرانجام از بیم به خطر افتادن خلافت خود، دستور قتل آن حضرت را، به «سِندی بن شاهک» داد و او نیز آن حضرت را در زندان بغداد با خرمای مسموم در تاریخ 25 رجب سال 183 هجری قمری به شهادت رساند. آن حضرت را در مدفن بنی هاشم در جمعه باب التین، به خاک سپردند. 

 

اخلاق و رفتار و کرامت امام(ع) : 


امام موسی کاظم(ع)، ضمن برخورداری از کمال فضل و دانش و معنویت، دارای شخصیتی متین، شجاع و بخشنده بوده اند، به طوری که سخاوت ایشان، زبانزد خاص و عام بوده است. آن حضرت به صله ارحام و دید و بازدید از خویشان اهتمام جدی داشته اند و با معاشرین و اطرافیانش بسیار خوش اخلاق و خوش رفتار و نزد مردم از احترام و کرامت و حرمت فوق العاده برخوردار بوده اند. 

 

عبادت، زهد و پارسایی و دلجویی امام(ع) : 


امام موسی کاظم(ع) را از عابدترین و پارساترین مردمان زمان خود، دانسته اند آن حضرت تَهَجّد و نمازهای شبانه اش به قدری طولانی می شد که به نماز صبح متصل می گردید. امام(ع) از خشیت خداوندی بسیار می گریست به گونه ای که محاسن شریفش خیس می شد. آن حضرت شبانه به دلجویی فقرا و تهیدستان می پرداخت. به صورت ناشناس به آنان کمک مالی می کرد و پول، آرد و خرما در اختیار آنان می گذاشت به نحوی که آنان نمی دانستند این کمک ها از جانب چه کسی در اختیارشان قرار می گیرد. 

 

بردباری و تحمل مخالف : 


در تاریخ آمده است: مردی امام موسی کاظم(ع) را می آزرد و به امام علی ابن ابیطالب(ع) توهین می کرد. عده ای از یاران حضرت، اجازه خواستند تا آن فرد را بکشند. امام(ع) به شدت با تصمیم آنها مخالفت کرد و خود با رویی گشاده به سراغ آن مرد رفت و به گفت و گوی دوستانه با او پرداخت و به وی کمک مالی کرد. آن شخص از رفتار خود و برخورد کریمانه امام در شگفت ماند و از کرده خود اظهار پشیمانی کرد. امام را بوسید و به جرگه دوستان آن حضرت(ع) پیوست. امام(ع) پس از این واقعه به یاران خود فرمود: حال به نظر شما، کدام روش بهتر بود؟ کشتن وی، یا رفتار صمیمانه با او. 

 

برادر و کمک به تهیدستان : 


روزی امام موسی کاظم(ع) در اطراف شهر به مرد فقیر، ژنده پوش و زشت منظری برخورد، نزدیک رفت و سلام کرد و با وی ساعتی به گفت و گو پرداخت و به او فرمود: حاضر است نیازش را برآورد. اطرافیان به حضرت گفتند: ای فرزند رسول خدا(ص)! چرا با چنین اشخاصی به گفت و گو می نشینی و در صدد رفع نیاز آنها بر می آیی، در حالی که آنها در خور آن نیستند و هیچگاه نمی توانند کمک متقابلی به شما بکنند. امام(ع) فرمود: او همنوع ما، همشهری، و هم کیش ما است و چه بسا روزی ما نیازمند او شویم و پاسخ نیاز خود را از او بخواهیم. 

 

پیش بینی امام(ع) : 


علی بن یقطین از شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) و نیز وزیر هارون الرشید بود. روزی هارون لباسی فاخر و مقداری پول به وی بخشید. او نیز آن لباس را برای امام موسی کاظم(ع) فرستاد. ولی حضرت آن را پس فرستاد و به علی بن یقطین نوشت که لباس ها را نزد خود نگه دارد. مدتی گذشت، هارون خبر ارسال لباس مخصوص را به امام موسی بن جعفر(ع) شنید. بدنبال آن، به علی بن یقطین دستور داد که آنها را نزد او آورد. علی بن یقطین لباس ها را در اختیار خلیفه گذاشت. هارون نیز بلافاصله دستور داد فردی که این خبر را به او داده بود و علی بن یقطین را متهم به شیعه گری کرده بود، هزار تازیانه بزنند و او همانجا به هلاکت رسید. 

 

ظلم ستیزی امام(ع) : 


صفوان بن مهران از شیعیان متقی و دوست دار ائمه اطهار(ع) است. روزی خدمت امام موسی کاظم(ع) آمد. حضرت خطاب به وی فرمود: کارهای تو پسندیده است، جز یکی، آن هم کرایه دادن شترانت به هارون الرشید است. صفوان گفت: ای فرزند رسول خدا(ص)! من آنها را صرفا برای سفر حج به او کرایه می دهم. حضرت فرمود: در مدتی که شترانت در اختیار هارون است، آیا دوست نداری وی زنده بماند تا کرایه تو را بپردازد؟! صفوان گفت: بله، حضرت فرمود: به همین میزان تو خواهان بقای ظالم هستی. پس از این جریان، صفوان تمام شترانش را فروخت. هارون که از ماجرا باخبر شد به صفوان گفت: اگر حق همنشینی با یکدیگر را نداشتیم تو را می کشتم. 

توجه امام(ع) به فرودستان و مستضعفان :

 


روزی ابراهیم جمّال، که مردی ساربان و از فرودستان بود به قصد ملاقات وزیر شیعه مذهب هارون الرشید، علی بن یقطین رفت. ولی وی ابراهیم را به حضور نپذیرفت. از قضا، همان سال علی بن یقطین، راهی سفر حج شد. در مدینه قصد تشرف به حضور امام موسی کاظم(ع) را نمود حضرت اجازه ورود به او نداد. روز بعد علی بن یقطین امام(ع) را در بیرون از خانه، ملاقات کرد. علت عدم اجازه ورود را جویا شد. امام(ع) فرمود: به علت آن که تو به ابراهیم جمال اجازه ورود ندادی. آن گاه علی بن یقطین شتابان به سراغ ابراهیم جمال رفت و رضایت او را جلب نمود و اجازه شرفیابی به حضور امام(ع) را پیدا کرد. 

 

علاقه به والدین : 


اسلام بر حفظ نهاد خانواده تأکید بسیار دارد و از مسلمانان می خواهد از عملی که پایه های خانواده را سست می نماید، اجتناب کنند. اعضای خانواده به یکدیگر احترام بگذارند و فرزندان برای والدین خود حرمت و احترام مضاعف و دوچندان قائل شوند، به هم کمک کنندوهر روز بر مودّت و دوستی خود نسبت به اعضا خانواده، بویژه والدین بیفزایند. اسلام آنقدر بر صمیمیّت و محبت به پدر ومادر تأکید می کند که امام موسی کاظم(ع) می فرمایند: «نگاه فرزند به والدین از روی علاقه و دوستی عبادت است.» 

 

قبول پوزش : 


انسان موجودی جایز الخطا است و در هر حال ممکن است مرتکب اشتباه و خلاف شود وبه کسی ستم کند. فرد مسلمان اگر دچار خطایی شد، بعد از این که به اشتباه خود پی برد، باید در صدد جبران و عذرخواهی برآید. هم چنین شخص ستم دیده نیز با سعه صدر، عذر او را بپذیرد و از خطای او چشم بپوشد تا خداوند نیز در قیامت از گناهان او درگذرد. امام موسی کاظم(ع) در وصیتی به فرزندانش می فرماید: «فرزندانم! اگر کسی از روی خطا به شما توهین کرد و سپس آگاه شد و عذر تقصیر خواست، پوزش او را بپذیرید تا هلاک نشوید.» 

 

در محضر خدا :


یکی از عوامل و زمینه هایی که موجب می شود انسان کمتر دچار بزه و انحراف شود، حضور ناظری مؤثر و توانا است. گاه این ناظر، عاملی بیرونی و قابل مشاهده است. مانند ضابطان و مجریان قانونی و زمانی، ناظر، عامل درونی است؛ مانند وجدان انسان و یا مراقبی دائمی مانند خداوند متعال. عاملان اخیر، قدرت نظارت و مراقبتی به مراتب فراتر و مداوم تر، از نوع نخست دارند. البته این در صورتی است که فرد چندان از انسانیت دور نشده باشد که وجدانش را به کلی کنار گذاشته باشد و در غفلت کامل از ذکر و یاد خدا قرار گرفته باشد. امام موسی کاظم(ع) به نقل از امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: «شما را به توجه به خدا و خشیت از او در نهان و آشکار، سفارش می کنم.» 

 

رفتار عادلانه و منصفانه : 


استقرار عدالت همواره یکی از آرمان های بشری بوده است. پیامبران، مصلحان و اندیشمندان همیشه بر اهمیت و نیز حاکمیت آن در روابط فردی و مناسبات اجتماعی، تاکید داشته اند. تصمیمات، اقدامات و رفتار عادلانه و منصفانه، موجب قوام جوامع بشری و استحکام روابط انسانی می شود و سبب جلب هر چه بیشتر اطمینان، اعتماد متقابل بین آحاد اجتماع و تقویت ارتباط مردم با افراد و دست اندرکارانی که، عهده دار مسئولیت و مدیریّت نظام اجتماعی هستند، می گردد. از این رو، برای تأمین چنین اهدافی، باید همواره عدل و انصاف را راهنمای رفتار فردی و اجتماعی خود قرار دهیم، چنان که امام موسی کاظم(ع) به نقل از امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: «به شما رعایت عدل و داد را در حال خشنودی و خشم، توصیه می کنم.» 

 

اهمیت کار و تلاش : 


حرکت و تلاش از ویژگی های موجود زنده و پویا است و زمانی که موجودی در سکون، ایستایی و توقف کامل قرار گیرد، زمان مرگ وی فرا رسیده است. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و هیچ گاه نباید از کار و تلاش و فعالیت سازنده دست بر دارد، هر چند به ظاهر هیچ گونه نیاز شخصی به نتایج کار و کوشش خود نداشته باشد. در این باره امام موسی کاظم(ع) به نقل از امیرمؤمنان(ع) می فرماید: «به شما تلاش و کسب را در حال فقر و توانگری توصیه می کنم.» 

 

اهمیت دوستی و نگهداشت دوستان : 


انسان موجودی اجتماعی است و حضور در جمع، بویژه در جمع های همگن و همسنخ، برای او لذت بخش و نشاط آور است. از این رو، دوست یابی و داشتن دوستانی یکرنگ و با صفا، و همدل و صمیمی، برای او اهمیت زیادی دارد. افراد می کوشند هر چه بیشتر بر شمار دوستان خود بیفزایند. تا هم نیاز خود به ابراز محبت به دیگران، و مورد محبت دیگران قرار گرفتن را، برآورده سازند و هم در موقع نیاز تحت حمایت دوستان خویش قرار گیرند و از احساس رضایت خاطر ناشی از کمک به دیگران نیز لذت ببرند. برخورداری از چنین موهبتی، نیازمند داشتن هنر دوست یابی و مهمتر از آن، نگاه داشتن دوستانِ همدل و صمیمی است که این خود، نیازمند فداکاری و گذشت است. چنان که امام موسی کاظم(ع) به نقل از امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: «به شما سفارش می کنم با کسی که از شما بریده است پیوند برقرار سازید و از کسی که به شما ستم کرده، درگذرید و به کسی که از شما دریغ داشته، ببخشید» 

 

نگاه عبرت آموز : 


پدیده ها و رویدادهای تاریخی و سرگذشت انسان ها و حتی طبیعت به ظاهر بی جان، همه و همه می توانند سایه عبرت آموزی باشند. در صورتی که ما توجه و نگاهمان را صرفا به ظاهر اشیا و پدیده ها معطوف نکنیم و اندکی عمیق تر و هوشیارانه تر به آنها بنگریم، به قول سعدی؛ برگ درختی می تواند دفتری از دانش، معرفت و آگاهی را به سویمان بگشاید؛ آری: برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

امام موسی بن جعفر(ع) به روایت از امیرمؤمنان(ع) می فرمایند: «به شما سفارش می کنم که نگاهتان عبرت آموز باشد» 

 

پیشرفت فزاینده : 

 
انسان های هدف مند، همواره در حال پیمودن راه پیشرفت و تعالی اند و اگر میزان پیشرفت دو روزشان یکسان باشد، خود را مغبون می دانند به فرمایش امام موسی کاظم: «هر کس دو روزش یکسان باشد، زیان کرده است و آن کس که روز دومش بدتر از روز اولش باشد نفرین شده است و کسی که در خود شاهد پیشرفتی نباشد، در کاستی به سر می برد. و کسی که به کاستی و نقصان گراید، برای او مرگ بهتر از زندگانی است» 

 

درست مصرف کردن از دیدگاه امام(ع) : 


صرفه جویی و مصرف بهینه منابع و امکانات، مورد توجه جدّی کارشناسان و متخصصان اقتصادی است. شاید عده ای تصور کنند که توصیه به استفاده بهینه، در دنیای پیشرفته کنونی و به سبب افزایش جمعیت و کمبود منابع مطرح شده است. در حالی که اسلام در صدها سال قبل، به درست مصرف کردن و اجتناب از زیاده روی در بهره گیری از امکانات و دوری از مصرف بی رویه اهتمام داشته است و بی توجهی به آن را موجب از دست دادن نعمت های خدادای و توجّه به آن را، سبب ماندگاری آنها می داند. امام موسی کاظم(ع) در این زمینه می فرمایند: «هر کس میانه روی پیشه کند و قناعت ورزد، از نعمت بهره می برد، آن که اسراف کند، نعمت از کفش بیرون می رود. 

 

توازن میان دین و دنی : 


افراط و تفریط همواره بشر را به بیراهه می کشاند و او را از جاده تعادل و صراط مستقیم انسانی و الهی خارج می کند. یکی از مصادیق توازن، تعادل بین زندگی دنیا و آخرت است امام موسی کاظم(ع) در این باره می فرمایند: «از ما نیست کسی که دنیایش را برای دینش کنار گذارد، یا دینش را برای دنیایش از دست بدهد.» 

 

بخشش و کمک به دیگران :
گردآوری مال و تلاش بی وقفه برای دسترسی به امکانات بیشتر، هر چند از طرق مشروع، قانونی و آبرومندی کسب شده باشد، اگر در جهت برتری طلبی، فخرفروشی و تحقیر دیگران به کار رود، ناپسند به شمار می آید. ولی اگر این کوشش ها در جهت تأمین منافع اجتماعی و تدارک پیشرفت، رشد و توسعه ملی قرار گیرند و محرومان و نیازمندان نیز از آن بهره ببرند، زمینه رشد و کمال معنوی را فراهم ساخته، لذتِ دنیوی و اجر و ثواب اخروی را به همراه می آورد.

امام کاظم(ع) در تجلیل از این افراد می فرمایند: «سخاوتمندِ خوش خو، در پناه خداست، و خدا تا او را به بهشت نبرد، رها نکند. خداوند پیامبری بر نیانگیخت، جز آن که سخی بود، و پدرم تا پایان عمر، همیشه مرا به سخاوت و خوش خویی سفارش می کرد. 

 

بردباری : 


انسان در زندگی همواره با ناملایمات روبه روست. آنچه در این میان مهم است نوع تلقی و نحوه برخوردِ فرد با مشکل است. اگر شخص در مواجهه با چنین اموری بردباری پیشه کند و اندیشه خود را به کار اندازد و به بررسی علل پیدایش و راه حل های کاهش و یا غلبه بر آن بپردازد، چه بسا بتواند آن مشکل را حل کند. اما اگر در چنین موقعیت هایی بیقراری و بی تابی فرد را فرا گیرد، نمی تواند به درستی بیندیشد و راههای حل اصولی مشکل را بیابد. امام موسی کاظم(ع) در این باره می فرمایند: «مصیبت برای شخص بردبار یکی است و برای فرد بیقرار و بی تاب دو تا.» 

 

کسالت و تنبلی : 


کسالت و تنبلی، از آفات بزرگ پیشرفت است. مردمان و جوامعی که رنجِ کار و تلاش را به جان نخرند، هیچ گاه طمع شیرین کامیابی را نخواهند چشید. افراد کسل و تنبل، نه بهره ای از دنیا دارند، نه از آخرت.

امام موسی کاظم(ع) در این زمینه می فرمایند: «مبادا بی حوصله و تنبل شوی که بهره دنیاو آخرت را از دست خواهی داد» 

 

ارزش عقل و خردورزی : 


اسلام دین تعقل و خردورزی است و به اندیشه ارزش و اهمیت بسیاری دهد و آن را مایه خوشبختی در دنیا و سعادت و رستگاری در آخرت، می شمارد؛ همان سان که برای پیامبران نیز چنین رسالتی قائل است و آن دو، یعنی عقل و انبیا را، دو حجّت و راهنمای هم سنگ به حساب می آورد و یکی را حجت و راهنمای ظاهری، و دیگری را دلیل و راهنمای درونی می خوانند. امام کا ظم(ع) در این باره می فرمایند: «خداوند برای مردم دو حجت و راهنما قرار داده است: حجتی ظاهری و حجتی درونی. حجّت و راهنمای ظاهری، پیامبران و امامان اند، و حجت و راهنمای درونی، عقل است». 

 

اهمیت و اثرات نرم خویی : 


خوش خویی، ملایمت و سازگاری موجب جذب دوستانِ بیشتر و کسب اعتماد افزونتر می شود. مردمان نرمخو، در زندگی فردی و اجتماعی احساس رضایت بیشتری می کنند و با جلب حمایت و کمک دیگران، میزان موفقیت خود افزایش می دهند.

ملاطفت و نرمخویی برای والدین و مربیان که قصد تحت تأثیر قرار دادن فرزندان و شاگردان خویش را دارند، اهمیت دوچندان دارد. در اسلام با تعابیر مختلفی، مردم به خوش خویی و ملاطفت فرا خوانده می شوند. چنان که امام موسی کاظم(ع) می فرمایند: «کاملترین افراد از نظر ایمان، بهترین آنان از نظر اخلاق هستند» و نیز می فرمایند: «نرمش و ملایمت داشته باش که ملایمت میمون و مبارک است و کج خلقی تأسف بار و نامبارک. نرمش، خوش خویی و نیکوکاری خانه ها را آباد می کند و بر روزی انسان می افزاید.» 

 

احسان به همنوع : 


در قاموس انسانی، کمک به دیگران بدون توجه به اینکه او کیست و اعتقادش چیست، پسندیده و مورد تأکید است. اسلام نیز، که منطبق با فطرت بشری است، به کمک همنوع توصیه می کند. امام موسی کاظم(ع) خطاب به هشام می فرمایند: «ای هشام! خداوند می فرماید آیا پاداش نیکی و احسان جز نیکی و احسان است؟ و این پاسخ در مورد مؤمن و کافر، خوب و بدصادق است.

حضرت در ادامه می فرمایند کسی که مورد احسان و نیکی واقع شد باید به احسان کننده پاسخی بهتر و بالاتر بدهد» 

 

فروتنی : 


خود بزرگ بینی و کبرورزی گذشته از آن که بیماری و اختلال روانی است، نشان از حقارت و پستی درونی نیز دارد.

فرد متکبر بزرگیِ خود را در کوچکی مردم جست و جو می کند و بر حقانیت واقعی خویش سرپوش می گذارد. امام موسی کاظم(ع) در این باره خطاب به هشام می فرمایند: «تو را از تکبر و گردن فرازی بر حذر می دارم، زیرا آن کس که در قلبش ذره ای کبر باشد، به بهشت داخل نمی شود» 

 

همنشینی و معاشرت : 


همنشینی، از عوامل مؤثر در اندیشه و کردار است. اگر فرد دارای دوستان و معاشران اندیشمند، متدین، عاقل، امین و صالح باشد، با گذشت زمان تحت تأثیر عامل مجاورت و یادگیری از طریق مشاهده رفتار، خود را با رفتار و منش دوستان و همراهان منطبق می سازد و از اینرو در اسلام تأکید شده که مراقب باشید با چه کسانی دمخور و مأنوس می شوید. امام موسی کاظم(ع) در این باره می فرمایند: «از میان مردم، فقط با کسانی دوست شوید و انس گیرید، که عاقل و امین باشند» 

 

پرهیز از آزمندی : 


زیاده طلبی و آزمندی، از جمله عوامل مهم عدم احساس رضایت از زندگی است. آزمندان همواره در حسرت داشته های دیگران خود را حقیر می شمارند و چشم طمع به اندوخته های آنان دارند. آنها در تلاشی بی وقفه و بی هدف، سرانجام طعم تلخ ناامیدی و شکست را می چشند، و با تأسفی وصف ناپذیر انباشته های خود بر جای می گذراند و با حسرت، چشم از جهان فرو می بندند. امام موسی کاظم(ع) برای رهایی انسان از چنین وضعیتی خطاب به هشام می فرمایند: «ای هشام! از طمع بپرهیز، و از آنچه در دست مردم است ناامید شو. و طمعت را از مردم قطع کن که آزمندی کلید ذلت است، عقل را می دزد، مردانگی را می برد، و آبرویت را به خطر می اندازد»